درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم

 

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.

یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.

به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.

به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

 

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.

جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟

در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.

و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.

مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!

درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند 

یک نگاهی به مردم کن!

همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.

در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس

در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:

اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…

مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

 

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

 وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!

چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.

دیر وقت بود.

کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.

چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.

تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.

از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :

می توانی املت درست کنی؟

بله قربان

عالی است من همین غذا را می خواهم.

برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ… 

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند

به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

 تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.

امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

 

کسب و کار اینترنتی

اغوا